اصل اساسی یک رابطه عاشقانه

چگونه یک ازدواج را نجات دهیم

ازدواج یک اتحاد داوطلبانه زن و مرد است که اساس آن روابط خانگی ، عاطفی ، جنسی ، روانشناختی و والدین است. چرا آنها زندگی روزمره را در وهله اول قرار می دهند و عشق را در پس زمینه قرار می دهند؟

چگونه یک ازدواج را نجات دهیم

عشق در ازدواج با عشق اصلی متفاوت است. در عرض شش ماه پس از زندگی مشترک ، از کل تمایلات جنسی ، احترام ، مهربانی ، توجه ، صبر ، احترام و توانایی بخشش تشکیل شده است. فقط با چنین نگرشی می توانید مسئله چگونگی حفظ ازدواج و عشق را حل کنید.

در ازدواج ، انجام برخی اختلافات غیرممکن است: زندگی روزمره ، اصطکاک و سنگ زنی در شخصیت ها می تواند این احساس شکننده را از بین ببرد.

محتوای مقاله

وقتی کلمه طلاق در گفتگوها مطرح می شود ...

اگر در جریان رسوائی ها یکی از همسران شروع به صحبت در مورد طلاق کند ، این به معنای این نیست که او واقعاً می خواهد جدا شود. آیا اگر یکی از شرکا در مورد جدایی صحبت کند ، حفظ چنین ازدواجی ضروری است؟

به احتمال زیاد طرفی که به طلاق اشاره کرده او را نمی خواهد و با روشی نه چندان صحیح شریک زندگی اش را می ترساند ، می خواهد رابطه قدیمی را احیا کند تا همه چیز به مکان برگردد . p>

باید به این فکر کنیم که چرا؟ در واقع ، در رابطه قبلی ، تفاهم متقابل حاصل نشد. ما باید سعی کنیم زندگی را به مرحله جدیدی برسانیم ، جایی که در خانواده هماهنگی وجود داشته باشد.

اگر به فکر حفظ رابطه در ازدواج هستید ، روند بهبودی باید با تجزیه و تحلیل آغاز شود: چرا فکر طلاق داشتید؟

انگیزه چه بود:

  • بدون آمادگی مناسب ازدواج انجام شد ؛
  • خیانت ؛
  • فقدان یکی از همسران ، که تحمل آن غیرممکن است ؛
  • دوره بحران ؛
  • ازدواج زودرس ؛
  • ایده زندگی خانوادگی دور از تصویر واقعی بود؟

آیا داشتن یک یا چند دلیل از موارد بالا ارزش حفظ ازدواج را دارد؟ همسران باید همیشه خود تصمیم بگیرند. اما برای اینکه اشتباه نشود ، آنها می توانند نکات مفیدی را ارائه دهند.

تصمیم برای ادامه رابطه

زنان غالباً به این دلیل که به شوهر احتیاج ندارند تصمیم به ادامه رابطه می گیرند - از تغییر می ترسند.

شایان توجه است که آیا می توان آنچه را که در خانواده اتفاق می افتد تحمل کرد یا خیر ، اگر خود را مجبور به تحمل وضعیت موجود کنید ، بدتر نخواهد بود.

چرا همه اینها را تحمل می کنیم:به خاطر کودکان ، آرامش خاطر ، منافع اقتصادی؟

  • پدر و مادر به خاطر نسل جوان خانواده را در کنار هم نگه می دارند. آیا فرزندان در چنین خانواده ای خوشبخت خواهند بود؟ رسوایی های مداوم بین والدین ، ​​روابط عالی. شاید پدر در خانه نخوابد یا مادر ناپدید شود ... بچه ها در مورد رابطه بین جنسیت تصورات غلطی دارند و در آینده آنها را به خانواده های خود می آورند و خوشحال نخواهند شد ؛
  • خیانت آیا نیمه دیگر آماده فراموش شدن و یادآوری اتفاقات نیست؟ آیا مقصر توبه می کند؟ اگر آنها دائماً به رفتن رفتن به کنار بیاد بیاورند ، پس به هر حال زندگی وجود نخواهد داشت ؛
  • کمبود همسر ، خصوصاً اگر تهدیدی برای سلامتی باشد - اعتیاد به الکل ، اعتیاد به مواد مخدر ، عادت پرتاب کردن دستها - دلیل کافی برای طلاق است. وقتی نیمه دیگر ناراحتی های جزئی ایجاد می کند: درب توالت را پایین نمی آورد ، چیزها را دور می اندازد یا آنها را مرتب می کند ، چگونه می توان ازدواج را نجات داد؟ شاید توصیه ای از روانشناس و حتی دوستان به همسرش: با آرامش بیشتری عکس العمل نشان دهید ، به مزخرفات توجه نکنید ، می تواند به نجات خانواده کمک کند ؛
  • آنها به سرعت به ازدواج نزدیک شدند ، زندگی خانوادگی به روشی کاملاً متفاوت ارائه شد. شاید زمان آن فرا رسیده است که زمان تفکر فرا رسیده است؟ از این گذشته ، چیزی که با نیمه دیگر ارتباط داشت ، می دانست چگونه مذاکره کند ، یکدیگر را درک می کرد.

قطعاً باید صریح و صریح در مورد همه مشکلات بحث کنید. در طول مکالمه ، نمی توانید جرایم شخصی را بدست آورید. اگر شریک زندگی ارتباط برقرار کند ، امید به تجدید رابطه وجود دارد.

در یک دوره بحران ، باید به فکر کارهای خود باشید: آیا تقصیر خود شما است ، آیا می توان به خاطر یک رابطه تغییر کرد ، امتیاز داد؟ شریک زندگی شما چه چیزی را از دست می دهد؟

توصیه روانشناس در مورد حفظ خانواده

این نکات مربوط به حفظ خانواده هم برای زن و هم برای شوهر جواب می دهد. فقط هر دو طرف می توانند مقصر در فروپاشی ازدواج باشند ، بنابراین فقط می توان روابط را با هم بهبود بخشید:

چگونه یک ازدواج را نجات دهیم
  • هنگام ادعا در مشاجرات ، باید فقط ... درباره خود و به زبان حال صحبت کنید. نه همه مردان ، یا همه زنان ، اما در مورد یک وضعیت خاص بحث کنید ، نه شما همیشه ؛
  • بدون درگیر شدن اشخاص ثالث ، حتی اگر نزدیکترین دوستان یا اقوام باشند ، همه اوضاع و احوال برطرف می شود. جای تعجب نیست که فرهنگ عامیانه می گوید: پارچه های کثیف را در انظار عمومی شستشو ندهید ؛
  • جملات به سبک: شما همان مادر (پدر) خود هستید که احتمالاً منجر به چیز خوبی نمی شود و اختلافات را حتی بیشتر می کند.
  • تأکید مداوم بر کاستی ها غیرممکن است ، این روابط منفی در خانواده ایجاد می کند. نقاط دردناک نیمه دوم حتی در مشاجره قابل لمس نیستند. نقاط دردناک معمول در مردان توانایی کسب درآمد ، در زنان است - ظاهر. اما هر فرد می تواند لکه های دردناک فردی داشته باشد ، که شریک زندگی به خوبی از آنها آگاه است ودر غیر این صورت ، سعی می کند روی آنها کلیک کنید ؛
  • یادآوری شکایات گذشته توصیه نمی شود. اگر همه چیز قبلاً بخشیده شده است ، پس چرا خود را عذاب دهید و شریک زندگی خود را در این کارهای ناگوار فرو ببرید؟ این فقط باعث عصبانیت می شود ؛
  • هر خانواده زندگی درونی خود را دارد ، اما همسران روابط دیگری دارند - خارج از خانواده. فضای شخصی نباید کاملاً محدود شود.
  • تغییر شخصیت یک شریک زندگی غیرممکن است - افراد با شخصیت شکل گرفته به ازدواج می آیند. اگر شخصی بخواهد ملاقات کند و تغییر کند ، خودش این کار را می کند. فشار ، دستکاری و عصبانیت فقط باعث تحریک می شود و میل به با هم بودن را از بین می برد ؛
  • انتقاد باید موجه باشد و نباید از آن سو استفاده شود ؛
  • لازم است دائماً به زندگی همسر علاقه مند باشید ، اما در عین حال نباید وسواس رفتار کنید. شما باید یک دلیل مشترک پیدا کنید که خانواده را به هم پیوند دهد ، تعطیلات خانوادگی را ترتیب دهد ، به طبیعت بروید و با هم استراحت کنید.
  • افسانه های مربوط به عشق ابدی را باور نکنید. عشق به تنهایی در ازدواج خیلی دور نخواهد شد! حتی اگر وجود داشته باشد ، وقتی ناراحت کننده باشد از قلب خارج می شود. شریک زندگی تحت هیچ شرایطی موظف به عشق ورزیدن نیست ، حتی اگر قول دهد. شما باید به طور مداوم برای عشق بجنگید ؛
  • شما در شرایط بحرانی در روابط خانوادگی نمی توانید بچه دار شوید. به احتمال زیاد ، پس از آن کودک باید در یک خانواده ناقص بزرگ شود.

در صورت عدم آمادگی برای طلاق ، در هیچ موردی نباید ذکر کنید. شریک می تواند به آنچه گفته شد بچسبد و اصرار به از بین بردن رابطه داشته باشد.

بحران در زندگی خانوادگی

سالهای بحران به طور سنتی اولین سال ازدواج - نیمه دوم آن ، 3 و 7 سال و فاصله بین 18 تا 25 سال ازدواج در نظر گرفته می شود. هر سال بحرانی دلایل خاص خود را دارد.

در آغاز رابطه:

  • عدم توانایی در پذیرش ؛
  • از بین رفتن شور اصلی.

کمی بعد:

  • از بین رفتن عاشقانه در یک رابطه ؛
  • ارزیابی شریک زندگی از با نگاهی هوشیارانه و تصور اینکه زندگی در حال گذر است و در کنار یک شخص کاملا متفاوت ؛
  • دلزدگی پیش پا افتاده ؛
  • خسته.

در این زمان لازم است که احساسات در ازدواج حفظ شود. هر خانواده ای این روش را به روش خود حل می کند. شخصی موقتاً سعی می کند از شریک زندگی خود دور شود ، به طوری که بعداً می توانند درک کنند که او چقدر عزیز است ، دیگران وارد کار و فعالیت حرفه ای می شوند ، به نیمه دیگر اجازه می دهند خود را درک کنند ، با دوستان خود ارتباط برقرار می کنند. هنوز دیگران خود را به جای یک شریک زندگی می گذارند ، سعی می کنند به او کمک کنند و شرایط را با هم رقم می زنند.

برای همسرانی که تجربه خوبی در زندگی خانوادگی دارند ، این بحران ایجاد می شود زیرا شما شروع به درک همسر روح خود به عنوان یک خویشاوند می کنید ، اما شما واقعاً عشق می خواهید!

چگونه یک ازدواج را نجات دهیم

و سپس سن خود را احساس می کند ، بیماری های سوماتیک ظاهر می شوند و بیماری های مزمن تشدید می شوند ، این درک می رسد که جوانان در حال از بین رفتن هستند. همسران حتی مسابقه می دهندمی توانند گم شوند ، اما چرا آنها باید با هم باشند؟ دیگر نیازی به فکر کردن نیست که آیا ازدواج را به خاطر کودکان نجات می دهیم - آنها قبلاً بزرگ شده اند و زندگی خود را دارند. حالا چه باید کرد؟

در این دوره ، مردان غالباً احمق می کنند - آنها خود را به صورت جنسی در کنار خود نشان می دهند.

یک زن نیازی به بیش از حد نمایشی کردن وقایع ندارد - این فقط تلاشی برای گرفتن سالهای گذشته از دم است. اگر در این زمان خیانت آزاد شود ، پس به زودی تلاش برای فرار از خانواده پایان می یابد.

به محض اینکه مشکلات پیری برطرف شود ، همسران ماه عسل جدیدی را آغاز می کنند. سنگ زنی کاراکترها مدتها پیش به پایان رسیده است ، کودکان در سفرها و سفرهای تعطیلات دخالت نمی کنند. سرانجام ، می توانید برای لذت خود زندگی کنید.

تفاوت دختر باکره و غیر باکره را چگونه تشخیص دهیم ؟ #شفا

پست قبلی ما روابط خود را با یکی از عزیزان تقویت می کنیم!
ارسال بعدی ترافل قارچ در خانه: اسرار رشد