افسردگی، قسمت پانزدهم : دلایل افسردگی (ترس از اشتباه و شکست و حرف مردم)

افسردگی مزمن: شناخت و شکست دادن

افسردگی مزمن فقط یک وضعیت مالیخولیایی نیست بلکه یک بیماری واقعی است که نیاز به درمان واجد شرایط دارد. شکست دادن او و کنار آمدن با درد قلب شما بسیار دشوار است.

و در اکثر قریب به اتفاق موارد ، برای درمان و تسکین شرایط افسردگی ، مداخله پزشک مهم است.

محتوای مقاله

چرا آیا درد روانی خطرناک است؟

افسردگی مزمن: شناخت و شکست دادن

اغلب در عمل بالینی ، ترکیبی از خستگی مزمن و افسردگی وجود دارد ، اما بیماری دوم لزوماً نباید با خستگی دائمی همراه باشد. در طب رایج ، افسردگی مزمن را دیستمی می نامند.

درمان آن به طرق مختلف انجام می شود ، اما افسوس که همیشه معالجه نمی شود ، خصوصاً اگر بیمار خود خیلی مشتاق خروج از دور باطل نباشد.

برخی از افراد مشكل داشتن را كاملا انكار می كنند و معتقدند كه آنها به راحتی از زندگی خسته شده اند. اغلب آنها معتاد به الکل یا مواد مخدر می شوند.

علائم و درمان م depressionثر افسردگی مزمن با هم ارتباط تنگاتنگی دارند ، زیرا همه درمانها بیشتر به منظور جلوگیری از تظاهرات منفی اختلال است. پزشکان به طور مشخص دلایل پیشرفت آن را نمی دانند و بنابراین درمان به سادگی نمی تواند اهداف دیگری را دنبال کند. وظیفه اصلی پزشکان خنثی سازی علائم دیستیمیا است که کیفیت زندگی را بسیار کاهش می دهد و حتی گاهی شخصیت بیمار را از بین می برد.

آیا راهی برای خروج از این حلقه معیوب وجود دارد؟ چگونه می توانید بر افسردگی مزمن غلبه کنید و عشق خود به زندگی را بازیابی کنید؟

چرا این حالت ظاهر می شود؟

برخی از روانپزشکان و سایر پزشکان تمایل دارند که این اختلال را در مقابل اختلالات در روند طبیعی بیوشیمیایی مغز ، که با مشارکت هورمون سروتونین رخ می دهد ، بروز دهد. این او است که شناخته شده است برای کمک به مردم در کنار آمدن با احساسات منفی و شوک های روحی-روانی مختلف.

این می تواند در پس زمینه ای از مشکلات زندگی شخصی وی ، مرگ یکی از عزیزان ، عجله در کارها اتفاق بیفتد. بیماری های مزمن اندام ها و سیستم های داخلی نیز به شدت به توسعه آسیب شناسی کمک می کنند. اغلب موارد نقض در بیماران با عدم تعادل هورمونی وجود دارد.

بسیاری از مردم در اشتباه گرفتن افسردگی واقعی با مالیخولیای فصلی به طور جدی اشتباه می کنند. به عنوان مثال ، در میان مردم چنین مفهومی وجود دارد: پاییز دافسردگی ، اما هیچ ارتباطی با آسیب شناسی واقعی ندارد.

علائم افسردگی مزمن در تظاهرات خاص

در زندگی روزمره ، علائم افسردگی را می توان با از دست دادن علاقه به فعالیت های خود ، بی علاقگی مداوم بدون هیچ دلیل مشخص ، روحیه افسرده ، عدم توانایی تجربه شادی ، یک نگاه بدبینانه به زندگی مشخص کرد.

افسردگی مزمن: شناخت و شکست دادن

غالباً ، شخصی که از چنین پاتولوژی مانند افسردگی نقابدار رنج می برد ، یک گوشه گیر واقعی می شود - او ارتباط خود را با خانواده و دوستان متوقف می کند ، به درون خود و تنهایی خود می کشد ، و دیگر فعالیت اجتماعی را متوقف نمی کند.

در اغلب موارد ، بیماران با چنین اختلالات کاهش عزت نفس و از دست دادن ایمان به قدرت خود را دارند. البته ، این ممکن است به دلایل عینی اتفاق بیفتد ، اما اغلب عدم علاقه به ادامه مبارزه با مشکلات زندگی دقیقاً چنین اختلالات را نشان می دهد.

موذی بودن یک بیماری مزمن در این واقعیت نهفته است که خود را تا حدودی خفیف تر از افسردگی حاد نشان می دهد. با این حال ، سیر مزمن همیشه منجر به عواقب جبران ناپذیری می شود ، خصوصاً اگر علائم هشدار دهنده این اختلال به موقع مشاهده نشوند.

تصویر بالینی دیستیمیا مانند علائم افسردگی معمولی است ، با این حال ، تظاهرات خاص کمتر مشخص و مشخص است.

بنابراین ، علائم افسردگی مزمن عبارتند از:

  • افزایش احساس گناه در برابر هر عمل یا رویدادی (اگر عینی فرد مقصر نباشد) ، خودآرایی دائمی ؛
  • احساس دائمی غم و پوچی ؛
  • از دست دادن علاقه به چیزهایی که قبلاً جذاب بودند (سرگرمی ، کار ، خلاقیت) ؛
  • اختلالات چرخه ای خواب (بی خوابی می تواند خواب آلودگی مداوم را تغییر دهد ) ؛
  • افزایش خستگی و از دست دادن نشاط ؛
  • بیداری های صبح زود (در ساعت 5:00 صبح و زودتر) با ناتوانی بیشتر در خوابیدن ؛
  • احساس بی ارزشی ، بی اهمیت و بی فایده بودن ؛
  • احساس ناامیدی و درماندگی ، نگاه بدبینانه به جهان ؛
  • از دست دادن علاقه به خود و شخصیت افراد اطراف ؛
  • مشکل در تصمیم گیری ، حتی کوچکترین تصمیم گیری ؛
  • اختلالات فکری و سرکوب توانایی های فکری ؛
  • بی اشتهایی (کم اشتهایی) یا پرخوری (پرخوری زیاد) ؛
  • عقب ماندگی جسمی و ذهنی ، کاهش سرعت واکنش ؛
  • میل مداوم به آسیب رساندن به خود (خودزنی ، اقدام به خودکشی ، مصرف بی رویه داروهای خاص ، اعتیاد به الکل ، اعتیاد به مواد مخدر) ؛ ​​
  • تأملات مکرر در مورد معنای زندگی و مرگ.
افسردگی مزمن: شناخت و شکست دادن

اگرچه آسیب شناسی مزمن است ، اما هنوز هم خود را نشان می دهدشیا درمانی کافی. نتیجه آن تا حد زیادی به تشخیص به موقع مشکل و صلاحیت پزشکی بستگی دارد که می تواند توسعه افسردگی را متوقف کرده و احتمال عود آن را کاهش دهد. روانپزشکان آزمایش های ویژه ای را برای افسردگی مزمن انجام می دهند. باید تأکید کرد که تشخیص این آسیب شناسی از حالت مالیخولیایی معمول کار دشواری است و بنابراین نهایت صداقت بیمار نیز مهم است.

شما باید به طور واضح به س questionsالات متخصص در مورد فراوانی و علت احتمالی علائم ذکر شده پاسخ دهید ، وقایعی را که اخیراً در زندگی شما اتفاق افتاده اند ، به طور خلاصه توصیف کنید ، نشان دهید که آیا استرس طولانی مدت وجود داشته است.

هیچ راه واقعی فوری برای رفع افسردگی مزمن وجود ندارد. برای اینکه به شما معالجه شود ، نیاز به یک رویکرد یکپارچه از طرف شما و پزشک دارید.

آزمایش دیستیمیا

پیشنهاد می کنیم خودتان یک آزمایش کوچک و ساده برای افسردگی مزمن انجام دهید. با استفاده از آن ، خواهید فهمید که چه اتفاقی برای شما می افتد. این یک پرسشنامه از گروه خودتان را بشناسید نیست ، بلکه یک نظرسنجی است که به شما کمک می کند درک کنید که نیاز به تماس با یک متخصص در پرونده شما چقدر زیاد است.

آزمون شامل چند س shortال کوتاه است که باید به آنها پاسخ منفی یا مثبت دهید.

برای هر پاسخ مثبت ، به خودتان یک نکته بدهید:

افسردگی مزمن: شناخت و شکست دادن
  1. آیا سخت است که شما را خوشحال کنیم (به خصوص در زندگی روزمره)؟
  2. آیا زندگی (شما) برای شما بی معنی به نظر می رسد؟
  3. آیا شما اغلب در معنای زندگی تأمل می کنید و به این نتیجه می رسید که آن وجود ندارد؟
  4. آیا شما غالباً روحیه ای افسرده ، بی احساس و بد دارید؟
  5. آیا آرامش و قطع ارتباط ذهنی از نگرانی های روزمره برای شما دشوار است؟
  6. آیا شما با اینرسی زندگی می کنید و انتظار هیچ لذت و لذت از زندگی را ندارید؟
  7. آیا وجود بیشتر خود را عمدتا با رنگهای تیره ارزیابی می کنید؟
  8. آیا بدون هیچ دلیل مشخصی افکار تاریک دارید؟
  9. آیا زندگی برای شما یک مصیبت سخت به نظر می رسد؟
  10. آیا شما سریع تسلیم می شوید ، به مشکلات تن می دهید و ناامید می شوید؟
  11. آیا از اتفاقات و اقدامات گذشته خود پشیمانی سخت گیرانه ای دارید؟
  12. آیا به دلایل مختلف احساس گناه سنگین تجربه کرده اید؟
  13. آیا وقتی اعتراف به شکست ها و باخت های خود می کنید احساس شرم می کنید؟
  14. آیا از اعتماد به نفس و پیچیدگی پایینی برخوردار هستید؟
  15. آیا شما در جمع افراد غریبه فردی پرحرف و پرحرف هستید؟
  16. شوخی ها برای شما پوچ به نظر می رسند و هیچ چیز خنده دار / خنده داری در آنها نمی بینید؟
  17. آیا در معاشرت با افراد ناآشنا و موفق احساس ناراحتی می کنید؟
  18. آیا نسبت به آب و هوای خوب ، رنگین کمان ، غروب آفتاب زیبا ، زیبا بی تفاوت می مانیدمناظر؟
  19. فکر می کنید اتفاقی در زندگی شما افتاده که آن را کاملا نابود کند؟
  20. آیا اغلب عزیزانی را که از دست داده اید به یاد می آورید؟

اگر به 15 سوال یا بیشتر پاسخ مثبت داده باشید ، احتمالاً مشکلی مانند افسردگی مزمن دارید. و برای شما مهم است که در اسرع وقت برای از بین بردن آن با متخصصان تماس بگیرید. در غیر این صورت ، می تواند منجر به عواقب مهلک شود.

زندگی روزمره شما ناامیدانه و خاکستری به نظر می رسد و شما ناامیدانه می خواهید راهی برای بیرون آمدن از وضعیت مالیخولیایی طولانی پیدا کنید؟ حتما به یک متخصص متمرکز نزدیک مراجعه کنید و فرضیات نگران کننده خود را بیان کنید.

به یاد داشته باشید که تمایل به دیستیمیا حتی می تواند ارثی باشد و در اینجا هیچ چیز به شما بستگی ندارد. شاد و سرحال باشید!

افسردگی، قسمت سیزدهم : دلایل افسردگی (خشم وعصبانیت)

پست قبلی چگونه گل اطلسی را به درستی خرج کنیم نکاتی برای گل فروشی ها
ارسال بعدی ورزش در رختخواب: اولین قدم برای یک تمرین عالی